تبلیغات
پایگاه غیر رسمی اطلاع رسانی سردار مهندس حاج سعید قاسمی

اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت

سه شنبه هفدهم آذر 1388


حاج سعید قاسمی در یادبود احمد متوسلیان
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت

سال‌هاست که با فراسرسیدن آذر ماه یکی از معدود بازماندگان لشکر 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ) که در سفر به لبنان همراه احمد متوسلیان و ابراهیم همت بوده است، با کمک جوانانی از نسلی که شهدا را ندیده اند، محفلی را به یاد "احمد" و سه یار در بندش که اکنون دیگر 27 سال است در سیاهچال های صهیونیست ها جای گرفته اند، بر پا می کند تا شاید، یادی از آنها زنده شود و کسی به فکر پیگیری سرنوشت آنها باشد.

حاج سعید قاسمی چهره آشنای محافل دانشجویی، و از فرماندهان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، امسال هم در مراسمی که به مناسبت ده هزارمین روز اسارت 4 فرزند سرزمین ایران در بند اسرائیل برگزار شد، از بصیرت احمد متوسلیان، اسطوره جبهه های نبرد با استکبار گفته است:

گفت که: "اگر جگر داری به این معركه بیار و بیا وسط میدان و حسین وار جهاد كن و كشته شو. و اگر نمی توانی زینب وار پیام را درست انتقال بده." و ما مكلف به یكی از دو كار هستیم. یا پای كار هستیم و خون در وسط معركه می آوریم، اگر نیستیم پیام رسان خوبی باشیم.

مجدداً از همه شما تشكر می كنم و برائت می جوییم از همه سنگ اندازها و بی خیالان جبهه فرهنگی كه پیوسته هستند و خواهند بود دامشان ان شاءالله مستدام.

اما احمدجان! امروز بعد از گذشت 27 سال از آن واقعه تلخ و پشت سرگذاشتن حوادث اخیر روز به روز شما برای من جلوه‌ات پررنگ تر و باشكوه تر می شود. چند نكته است که دوست دارم خدمت شما عرض كنم. بینی و بین الله، احمد جان شما بصیرتی را كه حضرت آقا فرمودند مشخصاً به عنوان راه كار مطرح كردند تو آن بصیرت را از كجا آوردی كه تشخیص میدادی در آن شرایط سخت كجا باید باشی و چه كار باید بكنی؟ تو نه دافوس رفته بودی نه مبانی علوم كلاسیك نظامی را فراگرفته بودی، چه در مبانی علوم و فنون نظامی و چه مبانی فقهی و تفسیر قرآن آنها را كجا كار كرده بودی؟ از كجا صاحب محك و تشخیص شده بودی كه می فهمیدی كجا باید ایفای نقش كنی؟ دو اینكه جگر را از كجا آورده بودی كه تشخیص میدادی که خاصه در جریان انحرافی داخلی بایستی؟ هنوز برای من خیلی سئوال است. با وجود آن ضد انقلاب در پایتخت طرح براندازی نرم كه این اتفاقاتی كه الآن می گویند مختص به همین چند ماهه نیست از همان مقطع اول انقلاب كه شما تثبیت كردید پشت بند آن جنگ نرم و جنگ رسانه ای متناسب با همان شرایطی هم آمد، در همان خیابان های تهران. بیش از حداقل 16، 17 نشریه بود برای همین گروهك های مسلح و غیرمسلح.

دوستان توجیه هستند نسبت به این قضایا ولی چه كنیم كه بازخوانی نمی شود. بچه های ما غافل هستند از این قصه. در مقابل این تهمت ها كه به احمد و به همت می گفتند منافق، یاغی هستند خودسر هستند پرونده هایشان هست اگر كار به آنجا رسید كه بخواهید ظریف تر این اتفاقات را بدانید نوشته شده است یك مشت یاغی. چطور بود كه تشخیص می دادی اگر همه عالم "كن فیكون" شد تو با آن بچه ها در مریوان باید نقش خودت را ایفا كنی؟ چیزی كه امروزه من به عنوان حزب اللهی سرم نمی شود. در هر كاری می خواهم و ارد شوم باری را از جایی بر نمی دارم هركه را نگاه كنی الآن یك آیت الله است. كتاب و دفتر توجیهات هستند الی ماشاءالله .

آن چیزی كه به عنوان تكلیف صادر می شود برای ما گوش نمی دهیم. حتی اگر ولی فقیه باشد. امشب می گوید از این گوش می گیرند از گوش دیگر می دهند بیرون. چطور بود كه تو تشخیص بدهی باید بروی مریوان و كار را تمام كنی. همه عالم زیر و زبر شد. تهران را گرفتند. وظیفه تو این بود كه بروی دزلی از آن طرف خط را برسانی به پنج ویل. كار خودت را انجام بده كار نداشته باش كه كل عالم كن فیكون شد. بعد هم كه اتفاقاتی كه در مریوان افتاد و جای آن اینجا نیست تشخیص دادند كه تو و همت و محمود شهبازی كه در همدان بود كاری كارستان بكنید. آمدید و آماده شدید برای قصه فتح المبین و گرفتن عقبه دشمن و منهدم كردن توپخانه دشمن و منجر شد به فتح‌المبین و 11 هزار اسیر گرفتید كه امام گفت دست و بازوی شما را می بوسم. به واسطه یك ماه كاری بزرگتر از فتح‌المبین انجام دادید و در عملیات الی بیت‌المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر شد. باز هم همه می دانند ما روی بچه تهرانی ها یك مقدار حساسیت داریم حالا باز هم جای آن اینجا نیست اما باید همه بدانند كه به بهانه این بحث فاتح خرمشهر، جنگ و دعوایی بین شهدا و بین اینها دارند راه می اندازند كه آقا سر جای خود آن صحبت می كنیم.

اما همه می دانند اگر احمد با حسین قجه ای و وزوایی دانشجوی پیرو خط امام و شیر پشت خط ایستگاه حسینی اگر نبود روز اول و پنج روز مقاومت روی جاده آسفالت اهواز – خرمشهر كه هیچ یگانی نتوانست خود را برساند الا گردان سلمان و شیر بچه های مالك و كمیل و پنج روز با تانك روی این جاده نمی جنگید مرحله اول پشت رودخانه كارون نمی توانستیم خودمان را تجهیز كنیم. همه می دانند مدیون تو هستند. البته مرحله دوم هم باز غوغا كردی مرحله سوم و چهارم هم همینطور. اولین كربلا در شلمچه كه توسط بر و بچه های تو اتفاق افتاد و اگر نبود شلمچه كه از سه طرف و از سمت بصره و ابوالخصیب و از سمت خرمشهر كه عراقی‌ها محاصره شده بودند آنجا مردانه نمی جنگیدند همه می دانند كه كار خرمشهر گره می خورد 19000 اسیر گرفتند.

ما بنا نداریم جنگ بین شهدا راه بیندازیم آنقدر مصیبت داریم خودمان كه وارد این معركه نشویم. اما یك چیز را قبلاً‌هم گفتیم چون مشتریهای جدید داریم بچه نسل سومی كه بچه های خودمان خیلی سخت و با عبور از پیچ و خمهای زیاد به آنها انتقال داده می شود در روزهایی كه در دانشگاه ها دارند بمبارانشان می كنند. اعتقاد اصلی احمد این بود : "شناخت نسبت به دشمن". راه كارها حدودها و ثغورها و آسیب پذیریهای دشمن را بررسی كنیم و كاوش كنیم و به آن ضربه بزنیم با حداقل تلفات. اگر امشب این یك جمله را مبنای كار قرار دهیم و پیوسته در همین خصوص که حضرت آقا هم در فرمایشاتشان گفتند، كه اگر اعتقاد دارید جنگ هست خودتان را در یك جنگی كه به تعبیر ایشان در یك مدل نرم می بینید، پس خط كجاست؟ عناصر این جبهه كه تشكیل دادید چه كسانی هستند فرمانده آن كیست؟ اطلاعات عملیاتی های آن كجا هستند كه لااقل بیدار باشند و دشمن را نشان دهند كه در شرایط نظامی گیج نشوید.

یك پیچیدگی كه پیدا كردیم این است که اینها دیگر از هم لباسی های خودمان هستند به همان اندازه از من هم بیشتر می دانند خیلی قشنگتر بسته، عبا، عمامه، ‌نعلین درجه یک، همه را دارند. پیچیده تر شده از زمان اول. ولی نفس كار یك مدل است. باید قبل از آن اطلاعات عملیات بگذارید كه حضرت آقا فرمودند باید قطب نما داشته باشی كه جهت را گم نكنی. آقا گفتند كه اگر اعتقاد داری كه جنگ است همان ابزار را باید داشته باشی. دوربین داری، قطب نما داری، نقشه داری؟‌ اگر نداری در این معركه ممكن است حتی بشوی سرباز، ولی سرباز گیج در همین عملیات بیت‌المقدس یك واحدی را آوردند كه خط شلمچه را تازه گرفته بودیم بعد خط نیم بند تشكیل شده بود كه دیدیم صدای شلیك توپخانه ای كه از پشت سر مواضع خودی دارد می آید می خورد پشت سر خودمان تلفات از خودی‌ها می گیریم می فهمیم چه اتفاقی دارد می افتد بیسیم می زنیم كه این جماعتی كه تازه آمدند اینها توجیه نیستند خمپاره را گذاشته است می زند می خواهد دشمن را بزند نیت او هم خیر است ولی چون نمی داند خط كجاست دارد می زند در خط خودمان به قولی مارادونا را ول كنید غضنفر را بچسبید، زنگ بزن بگو داری روی سر خودی می زنی. داری سربازی می كنی. ولی سرباز گیج به درد این جبهه نمی خورد. یا بكش جلوتر یا برد توپخانه و خمپاره ات را بلند تر كن.

باز چیزهایی كه به احمد بستند كه با لجبازی بچه ها را برداشت برد و امام راضی نبود. اگر بحث بشود كه حاج محمد كوثری شاهد صحبت من كه بزرگواری هم كردند كه علیرغم همه گرفتاریهایشان در مجلس تشریف آوردند شاهد این مدعا خود حاج محمد آقا است كه وقتی آقای محسن رضایی مأموریت لبنان را به او دادند (این را از زبان یك سری افراد شنیدم كه چون این جریان به انحراف كشیده می شود موظفم خودم در برابر این همه خزعبلات اینها خاكریز بزنم) قبول نكرد گفت درست است كه شما فرمانده ما هستید ولی این مأموریت طوری نیست كه شما بگویید. من باید مشخصاً از جانب بالاتر بگیرم. معروف است كه دست ایشان را گرفتند بردند پیش مقام معظم رهبری كه آن موقع رئیس جمهور بودند می گویند آقا وقتی مأموریت لبنان را تفویض كرد و اختیار داد و آنجا فرمودند كه هرچند سال ممكن است یك اتفاق بیافتد كه چنین نیرویی و عده و عده ای تجهیز بشوند و بروند با اشقی‌الاشقیا مچ بیندازند توفیق نصیب شما و برو بچه‌ها شده است. حضرت آقا می فرمایند وقتی خداحافظی كردیم این پله های كه می خواستند بروند می دیدم كه احمد روی هواست، در پرواز است. در پوست خود نمی‌گنجد.

بعد مگر می شود در این مملكت امام در جریان نباشد نیرویی قد و قواره هزار نفره لشكر 27 می رود و بدون اذن امام اتفاق بیافتد. ما رفتیم و او ما را گول زد و هواپیما را ربود. ارتش و تیپ 57 ذوالفقار پس چی؟‌ همه می دانند بدون اذن و بدون زیر و بم جزئیات یك مأموریت مشخص نباشد از جای خود تكان نمی‌خورد. آن اتفاق افتاد در همان ماه اول شناساییهای بسیار سنگین اتفاق افتاد. این را باز هم بگویم نام گذاری حزب الله مربوط می شود به خود احمد متوسلیان. اگر آقای محتشمی پور زیر این قصه نزند و بخواهد واقعیت را بگوید می توانند راجع به همین قصه مطلب را عرض كنند.

این را باز بگویم كه رفتن به اذن امام بود. برگشتن هم به اذن امام بود. یك هیأت كارشناسی كه بین آنها شهید صیاد شیرازی هم بود گفتند كه سوری‌ها پای این عملیات نیستند. هر وقت كه در عملیات مشترك پا می‌گذاری اینها نیامدند. بعد از اینكه این گزارش خدمت امام رسید و دیدند كه این جبهه قفل است ما می‌توانیم وارد یك عملیات شویم بله می توانستیم ضرب شست اولیه را بزنیم و تلفات بگیریم اما به هرحال عملیات بدون كشته و اسیر نمی‌شود. اما بعد از آن چی، عقبه داریم. باز آنجا تشخیص دوم را حضرت امام بسیار بجا فرمودند كه "راه قدس از كربلا می گذرد". وارد شدن آن معركه به شكل نبرد مستقیم و رویارو، بازی است. نباید وارد نبرد مستقیم شویم. برگشتیم اما برنگشتیم. اینها را كه نمی شود كتمان كرد. چون ریشه آن اتفاقاتی كه آنجا افتاده شمایید. عملیات نظامی را شما آموزش دادید. عماد مغنیه شاگرد دست اول شماست. سید عباس موسوی، سید حسن نصرالله دست پروده شماست. اینها در پرونده ما نوشته شده و افتخار هم می‌كنیم از این بابت.

اما اینجا یك اتفاق و جای تأسف دارد كه بسیاری از پیشكسوتان كمیتشان لنگ زد. گفت: احمد! زمین زمینی دگر است. ایمانِ كنونیان به دینی دگر است/ بیهوده مخواه دست مردم گیرد/ این دست، میان آستینی دگر است/ عزیزم بیا یك مراسم تحت عنوان 10000روز اسارت بیا یك كمكی بده، سالنی بده،‌ نه! آقای قاسمی. اسم نمی‌برم نمی‌دانم یعنی چه در این جنگ فرهنگی كه خانه و بنیاد تفكرات بنیادی و اعتقادی ما را به آتش می‌كشد می‌گویند آقای قاسمی چه چیزی از آن در‌می‌آید. یعنی چه 10هزار روز اسارت. پیامی ندارد! حرفی ندارد. شما را به خدا شما قضاوت كنید در مقابل این تفكرات بعد از آن طرف زنگ می‌زنند آقای كوثری بیا در دانشگاه سخنرانی كن با موضوع همت، باكری، بسیجیان واقعی. عزیزم وقتی كه تو این مناسبت‌ها و مراسم‌ها را 27 سال فراموش كردی نگفتی، حتی آن‌وقتی كه آن اتفاق برای احمد پیش آمد و علم افتاد دست همت برای این بچه گفته نشده كه اگر به او اذن داده شده است برگردد، باز هم یك جوری دارد شانه خالی می‌كند كه بچه‌ها اگر بشود قبل از اینكه برگردیم یك سر به كمپ اسرائیلی‌ها بزنیم.

باز هم دو‌مرتبه‌ یك جلسه با رفعت اسد برادر خائن حافظ اسد كه الآن او را در فرانسه نگه داشتند او را كه به عنوان كرزای دیگری در سوریه بیاید نتیجه نگرفتیم. در جلسه آخر به رفعت اسد گفت آقا رفعت اسد! اگر فكر می‌كنی ما مانوری آمدیم و برای بازی بازی آمدیم اینجا كور خواندی! ما در همان روز اول كه پای خود را در دمشق گذاشتیم بروید از نجارهایتان بپرسید 1000 تابوت سفارش دادیم. عربها این تمثیل را خوب می‌فهند كه اگر یك كسی تابوت خود را سفارش داد یعنی این وصیت‌نامه‌اش را مهر كرده است. برای شوخی نیامده اینجا. باز هم آن حرف كاری نشد. باید گفت برای پسران و دخترانمان اینكه امروزه مستمسك قرار دادیم كه همت و باكری بسیجی واقعی آخر این كدام همت است كه تو به آن اعتقاد داری یا نداری آن همتی است كه در دقیقه 90 حتی وقتی امام اذن خروج از سوریه را داده یك ضربه شست به اشقی‌الاشقیا بزند. آن همتی است كه تو به آن اعتقاد داری كه شعار این است كه می‌گوید نه غزه، ‌نه لبنان جانم فدای ایران. وقتی كه نمی‌گوییم همین می‌شود. قلب یك قصه اتفاق می‌افتد. از همتی دفاع می‌كند كه ما با او بودیم این حال و روزش بود. این تاریخچه آن است.

این هم رهبرانش. نشریه پیام انقلاب صحبت همین آقای كه الآن علمدار جنگ نرم شده است. نخست‌وزیر محبوب جنگ، پای پلكان هواپیما، آقای موسوی است كه می‌گوید گردان تشكیل می‌دهیم به هیچ وجه كوتاه نمی‌آییم. برای جنگ با اسرائیل آماده‌ایم. ما آمادگى شركت كردن در یك نیروى مسلح براى مبارزه با اسراییل را داریم، ما بارها اعلام كرده‌ایم كه حاضریم در جنوب لبنان و در مرزهاى سرزمین‌هاى اشغال شده فلسطین حضور فعال مسلحانه، عینى و مادى علیه اسراییل داشته باشیم... مبارزه با اسرائیل از مبارزه با آمریكا جدا نیست. اینكه چرا الآن این حرفها را می‌زند ربطی به من ندارد. یا باید گفت یا شما در آن وقت نفاق داشتید و یا دوپهلو صحبت می‌كردی و یا در اثر گذشت این 20 سا ل كه رفتی دنبال نقاشی، آلزایمر گرفتی و امروزه این اعتقاداتت شده است. باید فرزند من بفهمد باید روشنگری كنند. نه اینكه بعد از آنكه آن بچه شهید را گول زدند او را بیاورند كه سخنرانی كند علیه نظام.

اما باز گرفتاری این نیست. گرفتاری این است كه می‌گوید روی ما حساب نكنید. می‌خواهد یك بنر بزند اطلاع‌رسانی كند اگر در این مسائل نمی‌خواهیم استقامت ایجاد كنیم این می‌شود كه فرزند من این فكر را می‌كند كه حال اگر 4 عكس همت وباكری را سبز كردند كل خط از دست رفت. این مراسم را باید زنده نگه داریم. از دشمنت لااقل یاد بگیر. سالروز جشن تولد فلانی، كجا دستشویی رفته، كدام ساختمان را احداث كرده، هر اسرائیلی موظف است بعد از اینكه شام خورد یك شمع برای "رون آراد" روشن كند،‌ یك داستان را همینگونه زنده نگه می‌دارند. زشت است این حرف كه سید حسن نصر‌الله بزند كه "ما این شرایط خوبی را كه داشتیم می‌توانستیم خیلی كارها بكنیم اما از جانب شما كسی مطالبه‌ای نداشته كه برای احمد چكار كنیم" این مراسم برای این 3، 4 سالی است كه یك نفسی پیدا كردیم. والا این مراسم همیشه در پستو بود. در طول گذشت 4 دوره ریاست جمهوری آقایان همه حرفها بود الا اینكه مطالباتی سر این قصه داشته باشیم. احمد متوسلیان كیلو چنده؟ آن هم به بركت این دولت كه آقای رائد موسوی را انتصاب كردند و كارهایی انجام شد. تو را به خدا من هیچی نمی‌گویم اگر اینقدر همت و حمیت بود كمی هم برای این قضیه جلسه می‌گذاشتند.

بیش از دهها جلسه با انگلیسیها گذاشته شده از طریق این سازمان گردشگری و میراث فرهنگی كه تو را خدا این سنگ نوشته كوروش كه شما از ما دزدیدید تو را خدا چند ماهی به طور امانت به ما قرض بدهید مردم سنگ نوشته را ببینند و دلشان مقداری آرام شود! چندین ماه است از سیستم شاهنشاهی دور بودیم دلمان تنگ شده است. هر دو شب یكبار با رئیس میراث فرهنگی مصاحبه می‌كنند كه نتیجه جلسه با انگلیسیها چه شد بالاخره این سنگ نوشته كوروش می‌آید یا نه؟ بله، ‌ما صحبت كردیم امیدواریم انگلیسیها زیر آن نزنند این داستان در حال سیاسی شدن است، این همه كمیته می‌رود و می‌آید كه این سنگ نوشته را بیاورند.

دو تا فرانسوی آثار تكه استخوانهای سربازهای كمبوجیه 500 سال قبل از میلاد مسیح در مصر پیدا كردند از رئیس جمهور مصوبه گرفتند كه هیئت باستان شناسی بروند این تكه استخوانها را واكاوی كنند و بر گردانند ایران. به این اندازه اگر حمیت بود آقای رائد موسوی سر این قصه تكلیف پدر شما مشخص بود. برای 500 سال قبل از میلاد مسیح می‌توانند هیئت بفرستند شما بگو آن تكه مصر مین‌گذاری است مگر الآن تفحص شهدا تعطیل نیست. برای اینكه گفتند قرار نیست كه برویم آنجا مجید پازوكی بدهیم، محمود وند بدهیم. ولی ازاینجا برای 500 سال قبل از میلاد تیم آماده است همه چیز هماهنگ است. پول و اعتبار آن را هم می‌گیرند.

زشت نیست سید حسن نصرالله بگوید كه اگر كسی از مجموعه شما پیگیر بود ما می‌توانستیم در قبال اسیر گرفتن این را محقق كنیم. كه گرفتند سر دو اسیر چه قشقرقی بپا كردند. 33 روز جنگ راه افتاد. كه البته بهانه بود. ولی به هرحال شروع آن از همان دو اسیر بود. بعد می‌خواهیم یك مراسم بگیریم كه این احمد متوسلیان این ویژگی‌های را داشته است. به حاج احمد گفتم بگذار من هم با شما بیایم. گفت: نه. گفتم خودت برای چه می‌روی. گفت در مدارك وزارت امور خارجه آنها اسناد و مداركی است كه اسرائیلی‌ها از دریای مدیترانه و از طریق پل خلده دارند می‌آیند تو و تمام اسناد وزارت امور خارجه می‌افتد دست اسرائیلی‌ها. به تو چه ربطی داشت؟ تو هم می‌ماندی مثل اینها. برای تو رفت. در طول گذشت 15 سال من شنیدم آقای رائد موسوی كه رفتند عكس از اینها زدند. اما وقتی كه در آن مقطع زندگی كردم هر بار رفتم آنجا گفتم كه عكس موسوی و چمران و كاظم اخوان را بزنید. عكس تقی رستگار و احمد را بزنید. می‌گویند نه سیاسی است. بابا تو داری نانش را می‌خوری. تو داری نان منطقه بحرانی می‌گیری آقای سفیر. حداقل اینقدر جگر داشته باش برای آن كسانی كه برای صندلی تو رفتند 27 سال آزگار بزرگترین تاریخ اسیر گیری است.


اما جان كلام و عرضم تمام. بی تو سخت است كه سودای آزادی بوده اند پی آزادی لبنان و فلسطین بوده اند . بینی و بین الله خوشحالم كه نیستی قبلاً هم گفتم. بگذار با تمام جسارت بگویم. می‌دانی چرا احمد؟ تصور كنید امروز بیاید در فرودگاه من هم با یك شاخه گل می‌روم استقبالش با همین جماعت. من می‌دانم چه اتفاقی پیش می‌آید همچنین كه یك نگاه در فرودگاه و درو دیوار را می‌كند یك نگاه می‌اندازد خودروی "چیرمن" یك طرف گذاشتند مردم دور آن طواف می‌كنند. آن تابلوها را می‌بیند سرش گیج می‌رود. من هم با شاخه گل می‌روم جلوی احمد. من را كه نگاه می‌كند اولین حرفی كه به من می‌زند. گفت: هركس اگری چكی را از او چشیده باشد ، داند كه سخت باشد روز وداع یاران. یك سیلی می‌خواباند زیر گوش من می‌گوید بی‌وجود تو هستی و این اتفاق می‌افتد چه می‌كنید چرا مدلی كه دارید صحبت می‌كنید دیگر آن مدلی نیست. چه می‌كنید. چرا قیافه‌هایتان عوض شده است. می‌دانید در این بیست و اندی سال چون استحاله شده‌ایم نمی‌فهمیم چه اتفاقی افتاده است. می‌بینید عكسهای رنگ پریده را آن حال و هوا را می‌بینید؟ چك را قطعاً خوردم. ثانیاً بیش از 10 روز دوام نمی‌آورد. در شهر شما بو می‌كشد و حال و هوا را می‌بیند.

آخر آن سید‌الاسرا بود آقای لشگری. بعد از 17 سال آوردیم. حزب‌الله این یعنی چه؟ به عنوان سیدالاسرای ایران برود سر آن كار و بعد تمام كرد. یك دلم می‌دانید چه می‌گوید از این بابت دوست دارم كه می‌آمدی كه در این روزهای فشار دشمن خاصه از داخل كه حضرت آقا می‌گوید صدای تیغ دشمن را دارم می‌شنوم. در این شرایط ای كاش می‌بودی. شرایطی كه آقا می‌فرمایند این عمار؟ كاش بودی. قطعاً این اتفاقات شكل نمی‌گرفت. قطعاً گردان رزمی و فرهنگی عاشورا نه در داخل كه در آن تفكر روح‌اللهی كه راستی اگر تفكر روح‌اللهی تشكیل شده بود چه كسی جرأت این همه جسارت به فرزندان معنوی رسول‌آلله را داشت؟‌ توسط دست پنجه‌های گرم تو قطعاً تشكیل می‌شد. از پرده درافتد غم پنهانی قدس آخر به سر افتد شب ظلمانی قدس با سامریان بگو كه موسی برسد آزاد كند یوسف زندانی قدس
اللهم فك كل اسیر



دیدگاه ها : نظرات




والقلم
اگر اینها را نمی شناسی بخاطر سه دهه تغافل رسانه‌ای در این مورد است
عشق امام خمینی تشکیل امت واحده مسلمان بود
امروز اسم خیلی از بچه ها ابوجاسم و ابو شیمبل بود ....
همایش بصیرت قم
حاج سعید قاسمی: ریگی‌های فرهنگی هم باید‌دستگیر شوند
تلویزیون دارد آوینی بالا می آورد + گیتی که برای رجوی ها و بنی صدر ها و ... پیوسته باز است
آقاسعید: دشمنان دیروز آوینی، امروز درسپاه کفر قرار دارند
سعیدقاسمی در سالگرد شهادت آوینی، صیاد و یزدان‌پرست
نهضت جهانی اسلام- در بوسنی چه می گذرد؟
سعیدقاسمی:اگر می خواهید در جبهه بین المللی شمشیر بزنید باید کار بلد باشید.
سردار قاسمی: امیدی به خواص منفعت طلب نداریم
سعید قاسمی:به جای ساخت و ساز حرم امام، اندیشه امام را گسترش دهید
چند كلیپ و ...
اتفاقاتی که در جریان انتخابات به وقوع پیوست تنها زمان وقوع حوادث بعد از انتخابات را به جلو انداخت
حاج سعید قاسمی: خود جاسبی فاسد تشریف دارد و باید حذف شود
اگر از همت و متوسلیان برای نسل سوم گفته بودند، امروز کسی جرات دزدیدن نام آنها را نداشت
سردار قاسمی: احمد متوسلیان هم از تهمت "خود رای بودن" مصون نبود !
{قبلتین در زنجیر}حاج سعید : مسوول عملیات کشتار حجاج ایرانی یک یهودی آلمانی تبار بود
سخنرانی حاج سعید قاسمی در دانشگاه علم‌وصنعت "شکست پنجه عقاب"
قاسمی:دانشجویان پیرو خط امام(ره) آمریكا را به تعظیم در برابر ایران مجبور كردند
متن کامل سخنرانی حاج سعید قاسمی در دانشگاه مشهد
متن كامل سخنرانی آقا سعید در دانشگاه امام صادق ع
آقا سعید : موسوی در گذشته هم به امام اعتقاد نداشت!
هنوز سایه بنی‌صدر بالای سر این جنبش مستدام است.
سردار قاسمی: مسوولانی مثل جاسبی باید پاسخ دهند که ریشه جریان برانداز کجاست؟
برخی كه میلیاردی از بیت المال به نام هنرگرفته‌اند،امروز طلبكار نظام شده اند
سعید قاسمی در مراسم سالگرد شهید کریمی تأکید کرد
خدای 22 بهمن 57 و طبس و کربلای 5 زنده است
می‌خواستند با شال سبز و تكیه بر مقدسات انقلاب را شكست دهند


احمد متوسلیان سخنرانی سردار قاسمی جبهه بین المللی جنگ آقا سعید امام روح الله آقا بوسنی اسلام انقلابی بسیج جهانی مستضعفین انقلاب جهانی متن سخنرانی سردار حاج سعید قاسمی سخنرانی آقا سعید امام خمینی حضرت روح الله جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بصیرت سردار قاسمی انتخابات وبلاگ حاج سعید قاسمی سردار حاج سعید قاسمی دهه رهایی قبلتین لبنان حاج سعید قاسمی مامرد جنگیم 598 فلسطین سخنرانی حاج سعید در همایش امت واحده